تبليغاتX
مرد نایی - دل نگران

پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386

دل نگران

دوست دارم به پدرم بگویم همیشه در کنارم باشد، همیشه پیشم باشد /گفتگوی صدای المان با فرزند عبدالله مومنی جمعه، 29 تیر 1386

 

ادوارنیوز: رادیو صدای المان گفتگویی با حمیدرضا مومنی فرزند نوجوان عبدالله مومنی انجام داده است :

وقتی زنگ خانه را زدند‌، فکر کردم پدرم آزاد شده‌است»

با حمید رضا، پسر ۱۳ساله‌ی عبدالله مومنی گفتگویی داشتیم. او که در این روزها انتظار پدر را داشته‌است،‌ می‌‌گوید:

«وقتی مأمورها زنگ زدند‌، من فکر کردم پدرم آزاد شده‌. بعد که آمدند بالا و دستبند را دست پدرم دیدم، فهمیدم اشتباه کردم. ۴نفر بودند و اول خودشان را از نیروی انتظامی معرفی کردند. بالا که آمدند، ما متوجه شدیم که مأمور اطلاعات هستند. مادرم اول نگذاشت آن‌ها وارد شوند. ولی بعد با حکم قضایی واردشدند.»

او از دیدنِ پدر با دست بند ناراحت است و می‌گوید: « پدرم را با دست بند دم در آوردند و دست بند زده با ما روبرو کردند. مگر پدر من به جز کتاب و علم و قلم چه کار دیگری کرده‌بود؟»

حمیدرضای نوجوان می‌گوید: «مأموران دوساعت تمام خانه‌ را زیر و رو کردند، همه جا را از مواد غذایی گرفته تا کتاب و کمد و وسایل شخصی را گشتند و چند کارتن کتاب، جزوه، دست‌نوشته و سی‌دی را با خودشان بردند.»

او نگران وضعیت روحی و جسمی پدرش است. نگران شکنجه. لاغری پدر طی ۹روز برایش حکایت از فشارهای زندان دارد.

«وقتی داشت لباس عوض می‌کرد کبودی‌هایی روی بدنش بود. او به ما گفت در انفرادی به‌سرمی‌برد و ۲۴ساعت یک چراغ بالای‌ سرش روشن است. هواخوری هم ندارد. پدرم گفت که در شرایط بدی بوده و هیچ خبری از بیرون نداشته‌است. تمام این مدت فکر می‌کرده همه‌ی دوستانش آزاد شده‌اند. تا امروز به پدرم اجازه ملاقات با وکیل را ندادند. به ما هم اجازه ملاقات نمی‌دهند.»

از او می‌پرسم اگر بدانی، الان پدرت سخنت را می‌شنود، به او چه می‌گویی؟

« دوست دارم به او بگویم همیشه در کنارم باشد، همیشه پیشم باشد

 

8 تن از بازداشت شدگان در انفرادی بسر می برند جمعه، 29 تیر 1386

 

طبق اخبار دريافتي از زندان اوين 8 تن از بازداشت شدگان دفتر تحكيم و سازمان دانش آموختگان در بند 209 و در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند.

عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان، مجتبي بيات عضو سابق شوراي مركزي تحكيم، محمد هاشمي، بهاره هدايت، علي نيکونسبتي، حنيف يزداني، مهدي عربشاهي و علي وفقي شش عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در سلول انفرادي هستند.

ديگر افراد بازداشت شده در بند 240 زندان اوين بسر برده و در سلول هاي 4 نفره نگهداري مي شوند. بهرام فیاضی، حبیب حاج حیدری، مرتضی اصلاح چی، مسعود حبیبی،سعید حسین نیا، آرش خاندل، اشکان غیاثوند و محمدحسین مهرزاد بازداشت شدگاني هستند كه در بند 240 بسر مي برند.

طبق گزارش رسيده بازداشت شدگان و به ويزه افراد نگهداري شده در بند 209 زير فشار شديد روحي قرار دارند. گزارش ها از ضرب و شتم عبدالله مومني و مجتبي بيات حكايت مي كند. در اين ميان عبدالله مومني بيش از سايرين تحت فشار و بدرفتاري جهت تن دادن به اعتراف تلويزيوني قرار دارد. بازداشت شدگان از ملاقات با خانواده خود محروم بوده و حق برخورداري از وكيل را ندارند.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر نگراني فزاينده خود را نسبت به رفتار غيرانساني با بازداشت شدگان و نقض صريح موازين حقوق شهروندي در بندهاي امنيتي زندان اوين اعلام داشته و واكنش قاطع و موثر نهادها و سازمان هاي حامي و باني حقوق بشر را خواستار است.

 

منبع:کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 

دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با خانواده آرش خاندل و مسعود حبیبی دو دانشجوی بازداشت شده در 18 تیرماه جمعه، 29 تیر 1386

 

ادوارنیوز: میلاد اسدی عضو هیئت رییسه شورای تهران تحکیم  گفت: اواخرهفته‌ي گذشته شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت با خانواده آرش خاندل عضو شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت  و مسعود حبيبي دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران ديدار و درخصوص وضعيت دانشجويان بازداشت‌شده صحبت كردند.

ميلاد اسدي،  اظهار داشت: اعضاي شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت ضمن ابرازهمدردي با خانواده‌هاي دانشجويان بازداشت شده خواهان آزادي هرچه سريعتر آنها شدند و درباره‌ي تماس دانشجويان با خانواده‌هايشان صحبت شد.

 

شنبه 30 تیر 1386 وکيل برخی دانشجويان بازداشت‌شده تحکيم علامه و اميرکبير: اجازه‌ ملاقات با موکلانم داده نشد، ايسنا

 

وکيل مدافع برخی دانشجويان بازداشت‌شده‌ی اميرکبير و اعضای دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) گفت که اجازه‌ی ملاقات با موکلانش را نيافته است.

 

محمدعلی دادخواه در اين باره به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صبح روز شنبه به همراه خانواده‌ی موکلانم به شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای انقلاب مراجعه و ملاقات با موکلانم را درخواست کرديم اما اجازه‌ی ملاقات داده نشد.

 

بيانيه كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت اعضاي سازمان ، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و پلمپ دفتر سازمان شنبه، 30 تیر 1386

 

ادوارنيوز: كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت اعضاي اين سازمان ، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و پلمپ دفتر مركزي سازمان بيانيه اي صادر كرد.

در اين بيانيه آمده است :

 

هر کس حق دارد که از آزادی مجامع و انجمنهای مسالمت آمیز برخوردار باشد.

(ماده ی 20 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر)

مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی – سیاسی که دولت جمهوری اسلامی به آن پیوسته آزادی تشکل و تجمعات مسالمت آمیز ، از جمله حقوق مسلم افراد است. اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به آزادی احزاب، تشکلها و انجمنهای غیر دولتی تصریح کرده است،همچنین آزادی تجمعات مسالمت آمیز بدون حمل سلاح در اصل 27 قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است.

مع الاسف طی سالیان دراز گذشته این حقوق از قاطبه ی ملت ایران سلب شده است، گروههای مخالف و منتقد- حتی آنها که عمل در چارچوب قانون اساسی موجود را پذیرفته اند – از کمترین امکان فعالیت در داخل کشور برخوردار نبوده اند. همچنین طی 29 سال اخیر حکومت اجازه برگزاری آرام حتی یک تجمع مسالمت آمیز غیر دولتی را به مردم و نهادهای مدنی نداده است. در ایران کوچکترین تجمع غیر دولتی با حمله و سرکوب نیروهای امنیتی – انتظامی و افراد لباس شخصی مواجه می شود. از این رو نقض حق تشکل و تحزب و حق تجمع را می بایست از جمله موارد پر تعداد نقض مستمر، نهادین، گسترده و سازمان یافته ی حقوق بشر در ایران به شمار آورد.

در آخرین فقره از این مورد، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که طی ماههای اخیر ضمن برخورد خیابانی با زنان و جوانان مهمترین مجری نقض حقوق بشر در ایران بوده است با حمله به یک تجمع شش نفره که در سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران برگزار شده بود، هر شش تجمع کننده - که اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بزرگترین تشکل دانشجویی منتقد حکومت- بودند را ضمن ضرب و شتم بازداشت و بدون حق دسترسی به وکیل روانه ی زندان کرد. این اقدام مقارن ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح 18 تیر 1386 صورت گرفت اسامی بازداشت شدگان به این شرح می باشد: محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی.

پس از آن مامورین نیروی انتظامی مقارن ساعت ده صبح همان روز در اقدامی خشونت آمیز و کم سابقه به زور اسلحه، بدون ارائه ی هیچگونه حکم قضایی پس از شکستن درب وارد دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم) شدند و پس از ضرب و شتم همه ی حاضرین را بازداشت کردند. در میان بازداشت شدگان نام عبدالله مومنی (سخنگو، مسئول کمیته ی تشکیلات و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان) بهرام فیاضی (عضو شورای مرکزی) و حبیب حاج حیدری ( مسئول روابط عمومی سازمان) به چشم می خورد.

علاوه بر نامبردگان افراد زیر نیز روز 18 تیر در محل دفتر سازمان بازداشت شدند: مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، عزت الله قلندری (كه چند روز بعد آزاد شد) و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند در گزارشهای بعدی مشخص شد دانشجویی به نام محمد حسین مهرزاد نیز در بین دستگیر شدگان 18 تیر بوده است.

مامورین پس از بازداشت حاضرین در اقدامی غیر قانونی و بر خلاف تمامی قوانین داخلی و بین المللی به طور خود سرانه و در حالي كه چنين اقدامي قانونا در صلاحيت آنها نبوده است اقدام به پلمپ دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان کردند.

سازمان دانش آموختگان یک حزب داراي مجوز فعالیت قانونی است که به طور علنی و با رعایت تمامی چارچوبهای فعالیت مسالمت آمیز و قانونی برای ارتقای سطح حقوق بشر و دموکراسی در ایران تلاش می کند، از این رو برخورد خشن و غیر قانونی صورت گرفته با سازمان به هیچ روی قابل قبول نبوده و حق شکایت از عاملان و آمران این هجوم خشونت بار به دفتر سازمان محفوظ خواهد بود. خصوصا اقدام خودسرانه ی مامورین در پلمپ دفتر سازمان با هیچ معیار حقوقی و قانونی قابل توجیه نبوده و اقدامی مجرمانه به شمار می آید و انتظار مي رود مراجع قضايي براساس ماده 570 قانون مجازات اسلامي هرچه سريعتر متعديان به حقوق و آزادي هاي قانوني ملت را به اشد مجازات برسانند و به وظيفه ذاتي و قانوني خود عمل نمايند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ضمن اعتراض شدید به اقدامات صورت گرفته علیه سازمان دانش آموختگان و با ابراز نگرانی شدید نسبت به سرنوشت اعضای زندانی خود و سایر بازداشت شدگان 18 تیر 1386 که محروم از حق داشتن وکیل و دیگر حقوق اولیه ی متهم در زندان به سر می برند توجه تمامی فعالین حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به وضعیت اسفناک حقوق بشر در ایران جلب می کند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان نسبت به اعمال فشار بر افراد بازداشت شده ابراز نگرانی می کند و با توجه به شواهدي كه در دست دارد اقدام به ضرب و شتم بازداشت شدگان در محل دفتر سازمان به ويژه آقاي عبدالله مومني را محكوم مي نمايد و نسبت به تداوم چنين شكنجه هايي در داخل زندان نسبت به ايشان نيز هشدار مي دهد و اعلام مي كند كه هر نوع اقرار و اعترافي كه از بازداشت شدگان در شرايط عدم دسترسي به وكيل و ملاقات با خانواده و درمدت بازداشت موقت فاقد اعتبار و قابليت استناد حقوقي است.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان توجه تمامي نهادها و فعالان حقوق بشري را نسبت به وضعيت نگران كننده حقوق بشر در ايران جلب مي نمايد و ضمنا نسبت به تحت الشعاع قرار گرفتن وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران از سوي ساير مسايل سياست خارجي در مجامع جهاني هشدار می دهد.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان صراحتا اعلام می کند برخوردهای شدید صورت گرفته با اعضای ارشد این سازمان و فشارهای سنگین وارد شده هیچ خللی در عزم راسخ اعضای سازمان و کمیته ی حقوق بشر برای دفاع همه جانبه از حقوق بشر و رصد نقض این حقوق در جامعه ایران وارد نکرده است. ما از دولت جمهوری اسلامی مصرانه می خواهیم به معیارهای بین المللی حقوق بشر و قوانین داخلی احترام بگذارد و به نقض گسترده ی حقوق بشر خاتمه دهد.

 

بیانیه شعبه اردبیل سازمان دانش آموختگان درمحکومیت بازداشتهای 18تیر86 جمعه، 29 تیر 1386

 

ادوارنیوز:

شاید تقدیر این بوده است درروزی که یاد آور مظلومیت قشر دانشجو به خاطر فریاد آزادی خواهی سالهای نه چندان دورشان است عده ای از بهترین فرزندان این مملکت با بدترین شکل دستگیروروانه زندان شوند.

در سحرگاه 18 تیر درادامۀ برخوردهای زنجیره ای با منتقدان و دگر اندیشان و توقیف صداهای مخالف 6 تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت (تنها تشکل مستقل دانشجویی کشور) که در یک اقدام آرام و مسالمت آمیز دراعتراض به آزاد نشدن دوستان دانشجوی در بندشان مقابل دانشگاه امیر کبیر تحصن کرده بودند به صورت غیر قانونی دستگیر و راهی زندان اوین می شوند سپس دریک اقدام غیر قانونی دیگر با شلیک تیرهای هوایی وایجاد رعب ووحشت به دفترسازمان دانش آموختگان ایران اسلامی( ادوار تحکیم وحدت)حمله گردیده و افراد حاضر درساختمان با ضرب و شتم برخوردهای فیزیکی دستگیر ودفترسازمان پلمپ می شود آنهم درحالی که این سازمان کاملاً قانونی و دارای مجوز ازکمیسیون مادۀ 10 احزاب بوده و همواره در ذیل قانون فعالیت نموده است.

ما در مانده ایم که محبت دولت مهرورز اگر شامل حال کارگران ، معلمان ، دانشجویان و فعالین سیاسی احزاب رسمی نمی باشد پس آن کدام قشر است که دولت عدالت خواه محبتش را نثارایشان می کند ؟ !جای سؤال است چگونه ملوانان بیگانه و متجاوز استکبار با کت و شلوار اتو کشیده و ارمغان و سوغات با بدرقه رسمی رئیس جمهور راهی دیار خویش می شوند اما فرزندان این ملّت در پی یک تحصن آرام و بحق با کوچکترین انتقاد واعتراض قانونی باید با ضرب و شتم و شلیک تیرو وحشت زندان عقوبت شوند ؟

دوستان ما به چه جرمی باید روانۀ زندان شوند برطبق کدام اصل قانونی کارگران، معلمان، دانشجویان ، فعالین سیاسی و احزاب حق انتقاد و اعتراض ندارند ومنتقدان آمریکایی ، کودتاچی وبراندازخوانده می شوند .

سازمان دانشگاه آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت ) شاخۀ اردبیل ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی لازم می داند نکاتی چند را به حکومتیان و دولتمردان یادآوری نماید .

1- مطابق اصل 26 قانون اساسی : ااحزاب، جمعيت‏ها، انجمن‏هاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهور اسلامي را نقض نكنند. هیچکس را نمی توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت.ا

2- مطابق اصل 27 قانون اساسی : اتشكيل اجتماعات و راهپیمایی ‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.‏‏ا

3- لازم است حاکمان بخشی از قانون اساسی را که متعلق به حقوق ملّت می باشد دوباره خوانی کنند تا شاید به خاطرشان بیفتد که مطابق همین قانون اساسی علاوه بر حاکمان ، ملّـت نیز دارای حق و حقوقی هستند که اگر رعایت حداکثری نمی شود حداقل آن به فراموشی سپرده نگردد.

4- امروز خبری از نفت بر سرسفره های مردم نیست ، تورم بیداد می کند ، فاصله طبقاتی روز به روز بیشتر گردیده ، بیکاری بعنوان یک معضل بزرگ همچنان پابرجاست دولت به ظاهر مهرورز که در تحقق وعده های انتخاباتی خود ناکام مانده به جای پرداختن به مشکلات وحل آنها با سرکوب مخالفان صالح ومنتقدان منصف با انواع اتهامات واهی می خواهد سرپوشی برناکامیها و ضعفهای خود بگذارد .

5- سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) شعبه اردبیل دستگیری ها و برخوردهای اخیر را کاملاً مغایر با قانون اساسی ،حقوق شهروندی و مغایربا شرع اسلام می داند وخواستار آزادی فوری و بی قید وشرط بازداشت شدگان و بازگشایی دفترسازمان ادوارتحکیم وحدت می باشد .

 

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی

شعبه اردبیل

    

 امام جمعه تهران:«مطبوعات» و تشکلات دانشجويي پايگاه کودتاي نرم است جمعه، 29 تیر 1386

 

سيداحمد خاتمي، «پايگاه عملياتي کودتاي نرم» را مطبوعات، محافل روشنفکري و تشکيلات دانشجويي عنوان کرد.

خطيب نماز جمعه از اين هفته تهران با اشاره به پخش فيلم «به اسم دموکراسي» گفت؛ کساني که برنامه به اسم دموکراسي را ديده باشند به سه نکته مي رسند؛ اول آنکه مبناي کودتاي نرم يا انقلاب مخملي بر اشاعه فرهنگ حکومتي غرب در قالب جامعه به اصطلاح مدني بوده است. وي افزود؛ دومين نکته اين است که وظيفه اصلي کودتاچيان ايجاد شکاف ميان ملت و حاکميت از طريق جذب و سازماندهي افراد خاص و راه اندازي جنگ تبليغاتي است و سوم اينکه پايگاه عملياتي اين کودتا مجموعه يي از مطبوعات، محافل روشنفکري و نفوذ در داخل گروه ها و تشکيلات دانشجويي و به راه انداختن جريان هاي فمينيستي و مشابه آن بوده است.

به گزارش ايسنا وي در بخش ديگري از سخنانش با تاکيد بر اينکه، اين گفته که برخي مي گويند اسلام با ليبراليسم يا سوسياليسم نزديک است نادرست است، خاطرنشان کرد؛ اسلام از جهت محتوا با همه اينها بيگانه است. مبناي اين مکاتب، الحاد و دوري از خداست، مکاتبي مثل ليبراليسم اصالت را به هواهاي نفساني داده و ذاتاً با ولنگاري ملازمت دارد. حال سوال اينجاست که اين مکاتب کجا و اسلام واقعي کجا؟

خطيب نمازجمعه تهران خاطرنشان کرد؛ من به عنوان يک عالم به اصطلاح ديني به سياستمداران و احزاب سياسي مي گويم که ورود به حوزه معارف ديني يک کار تخصصي است و سال هاي طولاني تحصيل در حوزه علميه را مي طلبد. سياسيون اين عرصه را به اهلش بسپارند و به عرصه معارف ديني وارد نشوند؛ چرا که دنيا دنياي تخصص است و در اين جهت هم علماي دين بايد به تبيين اسلام بپردازند.

منبع:اعتماد

 

بازرسي و تفتيش منزل عبدالله مومني/ ابراز نگراني شديد سازمان دانش آموختگان نسبت به وضعيت عبدالله مومني در انفرادي زندان اوين

پنج‌شنبه، 28 تیر 1386

 

ادوارنبوز: نيروهاي امنيتي عصر چهارشنبه با ورود به منزل عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران ضمن بازرسي و تفتيش بسياري از لوازم و وسايل موجود را با خود بردند.

خانم مومني همسر عبدالله مومني با بيان اين خبر به خبرنگار ادوارنيوز گفت: ساعت 5 عصر ديروز افرادي که در ابتدا خود را از نيروي انتظامي معرفي مي کردند اما بعد مشخص شد از نيروهاي امنيتي هستند با ورود به منزل ما اقدام به تفتيش و ضبط اموال منزل کردند.

خانم مومني که از نحوه برخورد نيروهاي امنيتي به شدت متاثر بود گفت: آقايان همسر مرابا دستبند به همراه خود آوردند و تمامي منزل ما را تفتيش کرده تمامي کتابها دستنوشته ها و حتي پايان نامه کارشناسي ارشد او را با خود بردند.

خانم مومني ادامه داد: آنها حرمت خانه ما را که خانه شهيد است شکستند و حتي وسايل همسر شهيد مرا (برادر عبدااله مومني) نيز به هم ريخته و تفتيش کردند و به گونه اي با ما رفتار کردند که انگار ما جاني و خلافکار هستيم. آنها اسباب بازيها ي بچه ها را هم تفتيش مي کردند.

خانم مومني همچنين تصريح کرد : همسرم لاغرتر از گذشته عصبي و خسته به نظر مي رسيد و آثار کبودي بر بدنش مشهود بود. خانم مومني ادامه داد: همسرم نسبت به فشارهاي وارده بر وي در سلول انفرادي به شدت معترض بود.

در همين خصوص حجت شريفي رييس شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران با انتقاد و اعتراض شديد نسبت به نحوه برخوردهاي انجام شده با سخنگوي اين سازمان و خانواده اش گفت: متاسفانه نحوه برخورد نيروهاي امنيتي با خانواده مومني بسيار بد و حاکي از وجود اراده اي براي استفاده از تمامي ابزارهاي ممکن براي فشار بر يک زنداني سياسي بوده است .

شريفي ادامه داد: سازمان دانش آموختگان ايران با توجه به اظهارات آقاي مومني در هنگام تفتيش منزل به شدت نسبت به فشارهاي وارده بر ايشان و ساير بازداشت شدگان ابراز نگراني مي کند.

شريفي با اشاره به از سرگيري پخش اعترافات تلويزيوني گفت: ظاهرا تلاش براي تکرار سناريوهاي اعتراف سازي و اعتراف گيري در خصوص نيروهاي سياسي با اعمال رويه هاي خشونت آميز و شکنجه و فشارهاي روحي در حال انجام است.

شريفي تصريح کرد: مواضع و سخنان آقاي عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران و دبير سابق تشکيلات دفتر تحکيم وحدت بر پايه مصاحبه ها و موضع گيريهاي ايشان در خارج از زندان بوده و عواملي که قصد دارند با شکستن عبدالله مومني نسبت به يک دهه فعاليت صادقانه و شجاعانه وي در جنبش دانشجويي عقده گشايي کنند و به دنبال سناريوهاي اعتراف گيري هستند بايد بدانند که اظهارات در درون زندان و در زير فشارهاي روحي هيچگونه ارزشي ندارد.

 

ضبط مدارک شخصي عبدالله مومني توسط ماموران داستاني انجام شد - پنجشنبه 28 تیر 1386 [2007.07.19]

 

ماموران دادستاني دادگاه انقلاب تهران عصر ديروز با مراجعه به محل سكونت عبدالله مومني، سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت كامپيوتر و مدارك شخصي وي را با خود بردند. آنها براي انجام اين اقدام، عبدالله مومني را نيز همراه خود آورده بودند.

يكي از نزديكان مومني به روز مي گويد: "حجم مدارك توقيف شده در حدود سه كارتن بود؛ كيس كامپيوتر وي نيز از جمله موارد ضبط شده است".

ماموران پيش از اين با مراجعه به محل سكونت و محل كار بهاره هدايت، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت اقدام به توقيف كامپيوتر و مدارك شخصي وي كرده بودند.

در همين راستا يك مقام نزديك به سازمان ادوار تحكيم نيز از بازرسي چند باره دفتر پلمب شده اين سازمان از سوي نيروهاي دادستاني خبر داده است.

اين در حالي است كه روز گذشته مجيد شيخ‌‏پور، مديرمسوول نشريه «سرخط» و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير، پس از گذشت ۷۰ روز از زندان اوين آزاد شد.

شيخ پور که در پي انتشار نشريات روز 19 ارديبهشت به همراه مجيد توکلي و پويان محموديان به دادگاه انقلاب احضار شده بود، در همان روز پس از چندين ساعت بازجويي توسط قاضي حداد و معاونانش به زندان اوين منتقل شد.

 

جواب نمي دهند؛ راه ها مسدود است خانواده بهاره هدايت در مصاحبه با روز - پنجشنبه 28 تیر 1386 [2007.07.19]

روزآنلاين - شيرين کريمي

 

به دنبال دستگيري بهاره هدايت، دانشجو و مسئول بخش زنان دفتر تحکيم وحدت، پدر و مادر وي در گفت و گو با ورز تاکيد کردند که همه راه هاي پيگيري بسته است.

پدر وي مي افزايد: با وجود مراجعه چندين باره به دفتر پيگيري يا دادگاه انقلاب، هيچگونه اطلاع دقيقي از دخترمان نداريم و همه راهها مسدود است.

آقاي هدايت افزود: فرزندم تنها يكبار بمدت چند ثانيه توانست به مادرش بگويد خوب است و ممكن است 2-3 ماه او را نگهدارند.

مادر بهاره هدايت نيز گفت : پس از چند روز هنوز نميدانيم دخترمان را كجا نگهداري ميكنند. فقط شنيده ايم كه اوين است.

او ضمن اشاره به يورش روز جمعه نيروهاي امنيتي به منزلشان افزود: آنها ابتدا خود را به دروغ از دوستان آقاي باقي معرفي كردند اما بلافاصله به تفتيش منزل و وسايل شخصي بهاره پرداختند. خانم هدايت ضمن بيان اينكه از بيماري سختي رنج ميبرد و قدرت تحمل اين فشارها را ندارد، گفت: نميدانم با كدام مجوز وارد حيطه شخصي افراد ميشوند و اسمش را حكومت اسلامي ميگذارند ؟ آنها حتي وسايل شخصي دخترم از جمله آلبومهاي خانوادگي ما را با خود بردند.

مادر بهاره هدايت ادامه داد: همان روز نيروهاي امنيتي به محل كار دخترم كه شركتي خصوصي است رفتند.

خانم هدايت در پايان خاطر نشان كرد به علت وضعيت خاص جسمي خود و شوهرش وبا توجه به پيگيريهاي بي پاسخ، اميدشان به خداست و اميدوارند وكلاي مدافع دخترشان، احزاب وشخصيت ها با انتخاب درست ترين راه، امكان آزادي بهاره هدايت را فراهم آورند.

بهاره هدايت در 22 خرداد سال گذشته نيز به دليل فعاليت در جنبش زنان و تجمع ميدان 7 تير به مدت يك هفته بازداشت شد كه وكالتش را نسرين ستوده برعهده داشت. علاوه بر ستوده، شيرين عبادي كه فعلا در خارج از كشور است، وكيل ديگر اوست.

 

تفتيش منزل بهرام فياضي عضو بازداشت شده شوراي مركزي سازمان پنج‌شنبه، 28 تیر 1386

 

ادوارنيوز: منزل بهرام فياضي عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران كه از روز 18 تيرماه در بازداشت به سر مي برد از سوي ماموران امنيتي مورد تفتيش قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ادوارنيوز، در جريان بازرسي از منزل بهرام فياضي وي نيز به همراه ماموران حضور داشته است و با بيان جملاتي نسبت به وضعيت نگهداري خود در زندان اعتراض كرده است.

گزارش مي افزايد اين عضو شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم گفته است :‌ "مرا تنها در روزهاي اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار داده اند اما در مورد ساير افراد اينگونه نبوده است."

وي همچنين ضمن گلايه از چگونگي بازداشت خود و ابراز اين نكته كه تاكنون حتي از امكان هواخوري در زندان نيز بي بهره بوده است گفته كه به همراه چند نفر ديگر در يك سلول نگهداري مي شوند.

در جريان اين بازرسي ماموران امنيتي برخي از وسايل شخصي بهرام فياضي از جمله رايانه وي را با خود برده اند.

چهارشنبه 27 تیر 1386 بيانيه هيئت رييسه شورای تهران دفتر تحکيم در خصوص وقايع ۱۸ تيرماه و وضعيت تشکيلات دفتر تحکيم وحدت

ادوارنيوز:

 

به نام خدا

 

گيرم که می زنيد،

گيرم که می بريد،

گيرم که می کشيد،

با رويش ناگزير جوانه چه می کنيد؟

 

پس از وقايع ۱۸ تير امسال که در آن حاکميت با شمشير از رو بسته اقدام به دستگيری تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و تنی چند از فعالين پر سابقه دانشجويی در دفتر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم) نمود و برگی نو از دفتر سياه انقلاب فرهنگی دوم را رقم زد. اما واکنش سريع و يکپارچه انجمن‌های اسلامی سراسر کشور در اعتراض به اين اقدامات خشونت‌آميز نشان از همبستگی تمامی فعالين دانشجويی دارد و دستگيری ۱۶ نفر از فعالين دانشجويی در روز ۱۸ تير هيچ خللی در اراده ديگر اعضای جنبش دانشجويی برای رسيدن به اهداف دموکراسی خواهانه و همچنين نقد حاکميت اقتدارگرا نداشته است.

همچنين در جهت حفظ انسجام تشکيلات دفتر تحکيم وحدت و سامان دادن به ادامه تمامی فعاليت های اين دفتر در نبود موقت اعضای شورای مرکزی، شورای تهران اتحاديه انجمن های اسلامی علی‌رغم تعطيلی دانشگاهها در فصل تابستان فوراً تشکيل جلسه داد و هيئت رئيسه شورای تهران را انتخاب و فعاليت خود را آغاز نمود.

در شرايط حاضر هيئت رئيسه شورای تهران مهمترين وظيفه خود را تلاش برای آزادی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم و ديگر بازداشت شدگان در سازمان ادوار تحکيم می داند و برای نيل به اين هدف از هيچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.

هيئت رئيسه شورای تهران اعتراض خود را به نقض آشکار تمامی قوانين حقوق بشری و حتی قانون اساسی جمهوری در هنگام و پس از دستگيری دانشجويان اعلام می کند. بر اساس اصل ۲۷ قانون اساس تجمعات چنانچه در آنها سلاح حمل نشود و مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است. حال آنکه نيروهای امنيتی با حمله به تحصن ۶ نفره ی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت جلوی درب دانشگاه اميرکبير بر خلاف تمام قوانين موجود با متحصنين به شدت برخورد نموده و پس از چند ساعت تمامی آنان را به زندان اوين منتقل کردند.

ساعتی پس از دستگيری اعضای شورای مرکزی نيروهای امنيتی بدون همراه داشتن حکم قضايی به دفتر سازمان ادوار تحکيم يورش برده و با شليک گلوله وارد آن دفتر شدند و تمامی حاضرين در آن سازمان را دستگير کردند. همچنين پس از آن درب سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم) توسط نيروهای امنيتی پلمب شد.

شواهد حاکی از آن است که پس از دستگيری اين فعالين نيز اقدامات غيرقانونی ماموران حاکميت همچنان ادامه داشته است. به گونه‌ای که عدم تفهيم اتهام به دستگير شدگان (حال آنکه هيچ يک از آنها جرمی مرتکب نشده اند)، جلوگيری از ملاقات خانواده ها و وکلای دستگير شدگان با آنها همچنين توهين به دستگيرشدگان و انتقال ۵ تن از آنها به سلول انفرادی نشان از برخوردهای قرون وسطايی و خلاف کليه قوانين با دانشجويان دارد.

دستگيری عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار و از فعالان با سابقه جنبش دانشجويی از عناد حاکميت با تمامی نهادها و جنبش های مدنی به اخص جنبش دانشجويی خبر می دهد. دستگيری فله ای دانشجويان و دانش آموختگان، عدم صدور قرار وثيقه و افزايش فشار بر احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان سه تن از دانشجويان بازداشت شده اميرکبير که حدود ۷۵ روز است در اوين به سر می برند، دستگيری امير يعقوب علی دانشجوی دانشگاه علامه که دو روز پس از ۱۸ تير دستگير شد، احضارهای دانشجويان به مراجع قضايی، نهادهای امنيتی و کميته های انضباطی و هزاران فشار و محدوديت بر دانشگاه و دانشگاهيان اسنادی است بر اين مدعا که کوته فکران تازه به قدرت رسيده، انديشه ی نابخردانه ی انقلاب فرهنگی دوم را در سر می پرورانند. آن هنگام که دانشجويان انتصاب عضو کميسيون ديه استان کرمان را به وزارت علوم تهديدی برای دانشگاه می دانستند، دورنمايی از پشت پرده ی اين انتصاب و انتصابات پس از آن او در ذهن داشتند و امروز با اتفاقات رخ داده آن پيش بينی ها به واقعيت نزديک شده و اين همگان را ملزم می کند در مقابل اين اقدامات حاکميت اقتدارگرا سکوت نکرده برای شکست دادن پروژه انقلاب فرهنگی دوم لحظه ای درنگ نکنند و يا فراتر از آن، آيا سرکوب‌های اخير در کنار فشار بر رسانه‌ها از جمله توقيف خبرگزاری مستقل ايلنا و روزنامه هم‌ميهن در کنار انعطاف‌های اخير در سياست‌های خارجی نظام نشان از نمايش پوشالين قدرت در برابر فشارهای خارجی نيست؟

هيئت رئيسه شورای تهران ضمن محکوم نمودن تمامی بازداشتها و ديگر اقدامات غيرقانونی بر قدرت نشانده شدگان، از تمامی اساتيد، دانشجويان و روشنفکران برای تلاش در جهت بهبود وضعيت دانشگاهيان دعوت به عمل می‌آورد و در پايان خواستار آزادی فوری و بی‌قيد و شرط تمامی دانشجويان دربند می شود.

 

هيئت رئيسه شورای تهران

اتحاديه انجمن های اسلامی

(دفتر تحکيم وحدت

 

    

 دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان و هیئت رییسه شورای تهران تحکیم با خانواده عبدالله مومنی سه‌شنبه، 26 تیر 1386

 

ادوارنیوز: جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران و همچنین هیئت رییسه شورای تهران اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت با حضور در منزل عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم با خانواده وی دیدار کردند.

در این دیدار مهدی امینی زاده معاون دبیرکل سازمان ادوار و عضو سابق شورای مرکزی تحکیم با اشاره به 4 سال عضویت خود به همراه مومنی در شورای مرکزی دفتر تحکیم گفت: دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت خود را مدیون عبدالله مومنی می دانند که از سال 80 تا 84 به عنوان دبیر تشکیلات تحکیم تمامی تلاش خود را برای حفظ این مجموعه در برابر تمامی فشارها بکار بست. امینی زاده با یادآوری خاطرات خود از بازداشتهای گسترده اعضای شورای مرکزی تحکیم در تابستان 82 از جمله عبدالله مومنی گفت: اگرچه در آن روزها بازداشت ما محتمل بنظر می رسید اما اتفاقی که در 18 تیر 86 افتاد غیرمنتظره بود

در ادامه این دیدار حجت شریفی رییس شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان عبدالله مومنی را نمایده 3 نسل دانشجو دانست و ضمن ارایه گزارشی از پیگیریهای صورت گرفته در خصوص بازداشتهای 18 تیر گفت: مجموعه تحکیم و ادوار منسجمتر از قبل به دنبال آزادی اعضای خود می باشد.

همچنین در این دیدار میلاد اسدی عضو هیئت رییسه شورای تهران تحکیم با اشاره به حمله 18 تیرماه به دفتر ادوار آن را نشان از کم تحملی و بی تدبیری نهادهای امنیتی دانست و گفت: در دوسال اخیر حضور در مجموعه تحکیم شاهد بوده ام که دانشجویان عضو این اتحادیه همواره به به عبدالله مومنی به چشم یک الگو و نماد جنبش دانشجویی نگریسته اند و این دیدگاه کاملا صحیح بوده و عملکرد وی همواره برای ما درس آموز بوده است.

اسدی همچنین با اشاره به تلاش مضاعف دانشجویان عضو تحکیم برای انسجام این مجموعه در شرایط سخت حاضر گفت: علیرغم این یورش حاکمیت به مجموعه تحکیم، دانشجویان در حال بازسازی توان خود بوده و این رفتار تهاجمی حاکمیت نتیجه عکس داده است چرا که اعضای اتحادیه به سمت نزدیکی بیشتر بر حول محور آزادی هرچه سریعتر بازداشت شدگان پیش می روند.

در این دیدار همسر عبدالله مومنی از حضور و همدلی فعالان دانشجویی  تشکر و قدردانی کرد

    

  سخنگوي خاموش سه‌شنبه، 26 تیر 1386ثمينا رستگاري

 

عبدالله مومني سخنگوي ادوار تحكيم وحدت در زندان است. او پيش از اين نزديك به يك دهه در انجمن‌هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت فعاليت كرده است و هنوز موقعيت خود را در ساختار سياسي ايران حفظ كرده است. در سال‌هايي كه چند ماه زندان مي‌توانست بهترين دليل براي رفتن از ايران باشد او نرفت و ماند و در تمام اين سال‌ها توانست دفتر تحكيم وحدت را هم از وادي قدرت‌خواهي بيرون كشد و هم از آنها كه آزادي را در كوله‌پشتي‌هاي سربازان امريكايي جست‌وجو مي‌كنند تبري جويد و در اين راه در مقابل طيف وسيعي از آنها كه به دست آوردن يك پست دولتي مي‌توانست انگيزه فعاليت سياسي‌شان باشد تا آنها كه بقا را نه در نقد قدرت كه در پخش پوسترهاي تبليغاتي مي‌ديدند مقاومت كند.

و درست در هنگامي كه نزديكي به احزاب سياسي مي‌توانست آغاز سقوط تنها باقي‌مانده جنبش دانشجويي به حضيض باندبازي‌هايي باشد كه جزء روال معهود و مالوف انجمن‌ها بود او به همراه مهدي اميني‌زاده در مقاله‌اي راه برون‌رفت از آن دوران را پيش پاي آنهايي نهاد كه صداقت جواني و دانشجو بودنشان را با حماقت پياده‌نظام بودن تاخت نزده بودند.

اكنون او در زندان است؛ سخنگوي يك حزب قانوني كه مجوز آن به امضاي وزير كشور وقت رسيده است، فعاليت زيرزميني ندارد و اگر هم تخلفي كند راهكار برخورد با آن در قانون تعبيه شده است. و اين در حالي است كه با گذشت 6 روز از آن زمان كه درهاي يك حزب به ثبت رسيده باز مي‌شود كسي از دستگيري سخنگوي اين حزب چيزي نمي‌گويد.

هم‌رديف كردن او يا دانشجويان تحكيم وحدت اين خطر بزرگ را دارد كه احزاب سياسي موجود اين خطري را كه اينك متوجه آنهاست درك نكنند.

عبدالله مومني اينك تنها يك دانشجو نيست كه دستگيري‌اش تنها همدردي و در بيشترين حالت چانه‌زني افراد حاضر در حوزه سياسي را برانگيزد دربندي او اينك اشارتي است.

براي آنها كه مي‌خواهند و مي‌توانند بفهمند.

دستگيري او در چنين شرايطي كه رخوت بر تمام فعالان سياسي غلبه كرده است و ديگر كسي نه تغييري را متصور مي‌داند و اگر هم بداند به انجام آن خطر نمي‌كند، چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

اكنون چند احتمال وجود دارد

1- با دستگيري او عمود خيمه دوري از قدرت در ادوار تحكيم وحدت فرو‌مي‌ريزد و فرصتي تاريخي براي يك آشتي‌كنان تاريخي‌تر فراهم مي‌شود و فرصتي تا فرزندان نافرمان از موضع ضعف به خانه پدري بازگردند؛ اين در صورتي است كه تنها عبدالله مومني ضرورت دوري از قدرت و ديده‌باني از جامعه مدني را فهم كرده باشد و با دستگيري‌اش عرصه براي آنها كه نوستالژي روزهاي پرتنعم گذشته هنوز در دلشان غوغا مي‌كند زنده شود.

2- عبدالله مومني آنقدر در زندان مي‌ماند به اين اميد كه به وقت بيرون آمدن تنها چيزي كه مي‌تواند از نايش خارج شود صداي امريكا باشد كه اين احتمال با توجه به سابقه سياسي او بسيار بعيد است؛ هر چند مي‌تواند گزينه مطلوبي براي آنهايي باشد كه برايشان نماندن مومني به از بودنش است.

3- ميزان حساسيت جامعه سياسي به دستگيري شگفت‌آور يك سخنگوي قانوني مي‌تواند تعيين‌كننده برخوردهاي ديگري از همين سنخ با خود ايشان باشد.

4- عبدالله مومني بيرون مي‌آيد و عبدالله مومني باقي مي‌ماند.

اينك تنها بايد منتظر روزهايي كه مي‌آيد باشيم و به اين فكر كنيم كه اولين بار چه كسي لطيفه هر چه پيش‌ آيد خوش‌ آيد را سروده است.

 

گفتگو با موسوی خوئینی، حمیدقزوینی و عبدالله رمضان زاده در خصوص برخوردهای انجام شده با سازمان ادوار سه‌شنبه، 26 تیر 1386

 

سازمان ادوار تحکيم وحدت که پسوندش يک تشکل دانشجويي را به خاطر مي آورد، يک سازمان قانوني است که اعضاي آن دانش آموختگان دفتر تحکيم وحدت محسوب مي شوند. پروانه اين تشکل در 10 آبان سال 1380 در وزارت کشور ايران ثبت شده است. سخنگو و اعضاي اين تشکل روز 18 تيرماه 1386بازداشت شدند. در مورد چرايي و نوع دستگيري سخنگوي اين تشکل قانوني با برخي از سخنگويان و چهره هاي ارشد احزاب گفت وگو کرده ايم. در اين ميان سخنگوي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، هيچ گونه نظري در اين باره نداشت و آقاي بادامچيان هم برعهد گفت وگو نکردن با شرق استوار ماندند.

ادوار قانوني است

حميد قزويني ،سخنگوي مجمع نيروهاي خط امام؛من به عنوان سخنگوي مجمع نيروهاي خط امام معتقدم که برخورد با يک حزب قانوني و شناسنامه دار نبايد خارج از روال طبيعي و رويه قانوني باشد. آقايان عضو ادوار تحکيم وحدت فعاليت شان در چارچوب قانون و به صورت رسمي بوده است و اين اصلاً منطقي نيست که نيرويي به صورت غيرمترقبه وارد دفتر حزب شود و افراد آنجا را دستگير و در آنجا را پلمب کند. چنين عملکردي به اصل کار حزبي و سياسي در کشور آسيب مي زند . لذا بايد در اسرع وقت اين مساله به شکل طبيعي و از مجاري قانوني حل و فصل شود و فعاليت خودش را آغاز کند.

رياست محترم سازمان ادوار تحکيم نيز نامه اي به خانه احزاب نوشته اند و اين نامه در جلسه روز چهارشنبه مطرح شد و کميته حقوقي و قضايي خانه احزاب در حال پيگيري مساله هستند. خانه احزاب به لحاظ صنفي خودش را موظف به پيگيري اين مساله مي داند چرا که هر تشکل پروانه دار که به صورت قانوني در کشور فعاليت مي کند بايستي حريمش حفظ شود.

اين تشکل ها که به صورت مخفي فعاليت نمي کنند بلکه حضور شفاف و علني دارند و هرگونه تعاملي با آنها بايد از مجاري منطقي و طبيعي انجام شود نه به شکل غيرمتعارف که نه در شأن قوه قضائيه است و نه در شأن گروه هاي سياسي و حزبي در کشور.

روال قانوني نيست

عبدالله رمضان زاده سخنگوي حزب مشارکت؛ سخنگو بودن هيچ حزبي مصونيت نمي آورد اما نوع رفتاري که با يک حزب مي کنند و پلمب کردن در آن و دستگيري اعضاي آن قانوني نيست.وقتي قانون جلوي فعاليت يک حزب را نگرفته است و افراد دستگير شده هم افراد شناخته شده اي هستند، براي آنها حکمي صادر نشده، اتهامي به آنها تفهيم نشده، اين افراد به دادگاهي احضار نشده اند و جرم مشهودي هم مرتکب نشده اند ولي متاسفانه دست به چنين اقدامي زده شده است. در حالي که نيروهاي سياسي که رفتار علني و قانوني دارند در صورت فعاليت غير قانوني هم بايد به دادگاه احضار شوند و تفهيم اتهام شوند.

ادوار سازماني بدون يک اخطار

سيد علي اکبر موسوي خوئيني دبيرکل سازمان ادوار تحکيم وحدت؛ تاسيس سازمان ادوار تحکيم وحدت به سال 1375 و قبل از دوم خرداد بازمي گردد. هفت نفر از اعضاي سابق دفتر تحکيم وحدت و انجمن هاي اسلامي؛ آقايان داوود سليماني، حميد اسماعيلي، عليرضا نصيري، شمس الله سياسي راد، ابراهيم اصغرزاده و خانم زهره آقاجري به عنوان اعضاي سابق دفتر تحکيم وحدت، موسسين اين تشکل هستند، پروانه تاييد آن نيز در تاريخ 10/8/1380 در کميسيون ماده 10 احزاب تصويب شده و به امضاي وزير کشور وقت رسيده است و اکنون يک تشکل شناسنامه دار و رسمي و قانوني است و فعاليتش را از حدود 11 سال قبل آغاز کرده است. برخورد بي سابقه اي که با اين سازمان قانوني و رسمي صورت گرفته است، يک زنگ خطر و هشداري براي بقيه تشکل هاي سياسي و احزاب کشور است که تلاش مي کنند فعاليت حزبي را نهادينه کنند و تمرين کار سياسي مي کنند و اين برخورد ممکن است تکرار شود. بازداشت سخنگوي اين تشکل که از اعضاي ارشد اين سازمان است در نوع خودش بي سابقه است.طبق اصل 168 قانون اساسي رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي با حضور هيات منصفه و به صورت علني انجام مي شود. در صورتي که فعاليت تشکيلاتي يک گروه نيز منشاء تخلفاتي باشد طبق ماده 10 احزاب مي تواند بر حسب موارد زير صورت گيرد.

1- تذکر کتبي

2- اخطار

3- توقيف پروانه

4- تقاضاي انحلال از دادگاه.

هيچ کدام از اين اقدامات به عمل نيامده است. در کارنامه اين تشکل هم ما تاکنون يک اخطار و تذکر کتبي دريافت نکرده ايم و اقدام صورت گرفته، کاملاً خارج از روال قانوني است.

 

آقاي مومني نيز از اعضاي ارشد اين سازمان و داراي سابقه کاملاً روشني هستند و اعضاي دستگيرشده از بهترين فرزندان اين آب و خاک هستند و بدين وسيله من حمايت خود و سازمان ادوار تحکيم وحدت را از آقاي مومني و ديگر افراد بازداشت شده اعلام مي کنم و براي آزادي اين افراد با روش هاي قانوني و مسالمت آميز تلاش خواهيم کرد و در ارتباط با اين اتفاق سکوت نخواهيم کرد و در اولين فرصت از نيروي انتظامي شکايت خواهيم کرد و اميدواريم در روزهاي آتي زمينه هاي آزادي اين عزيزان فراهم شود

 

منبع:شرق

    

 گفتگو با دکتر کاشی در خصوص برخوردهای اخیر با دانشجویان سه‌شنبه، 26 تیر 1386

 

ادوارنیوز: دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی استاد دانشگاه علامه به سوالات ادوارنیوز در خصوص اتفاقات اخیر و برخورد با دانشجویان پاسخ داده است

1- با توجه به برخوردهای اخیری که با فعالان مدنی و به ویژه جنبش دانشجویی صورت می‌گیرد، که نمونه آن را در بازداشت فعالان دانشجویی در روز 18 تیر ماه شاهد بودیم و با توجه به فضای بسته سیاسی که بر کشور حاکم‌ شده‌است، ریشه این برخوردها را در چه می‌دانید؟

به نظر طبیعی می‌رسد که در گرماگرم جنبش‌های سیاسی، دولت از خود واکنش نشان دهد و با بازداشت و اعمال محدودیت بر نهادهای گوناگون، قدرت خود بر اعمال کنترل و کاستن شتاب حرکت نیروهای سیاسی را به نمایش بگذارد. در چنان شرایطی اقدامات نظام سیاسی تا حدودی قابل درک به نظر می‌رسد. اما اقدامات اخیر از این نقطه نظر کمی عجیب است. حوزه سیاست چندان فعال نیست، فضای دانشگاه‌ها و نهادهای دانشجویی، هنوز هم از رخوت سه چهارسال اخیر بیرون نرفته است. در چنین شرایطی بازداشت دانشجویان و اقداماتی که با هدف انسداد فضای سیاسی اتفاق می‌افتد، غیر قابل درک است.

رفتار دولت نهم تا همین چندی پیش از عزم و اراده به بستن فضای سیاسی حکایت نداشت. اولین دلیل همین رخوت نسبی فضای سیاسی بود اما به نظرم دلیل مهم‌تر اعتماد به نفس شدید نسبت به اقداماتی بود که تصور می‌کرد به سرعت همه چیز را دگرگون خواهد کرد. بنابراین دلیلی بر اعمال خشونت و محدودیت نمی‌دید. اتفاقاً خوب بود که نهادهای مدنی زنده و بیدار باقی بمانند تا شاهد موفقیت‌های درخشان دولت باشند. آن نهادها مثل آئینه‌هایی انعکاس دهنده چهره قهرمانی خواهند بود که در عرصه سیاست همه چیز را با عزم جزم و استوار خود دگرگون کرده است.

اما به نظر می‌رسد که به تدریج سنگ سخت واقعیت‌ها اعتماد به نفس اولیه را زائل کرده است. عرصه جهانی دیگر کمتر فضایی برای پیشروی باقی گذاشته است و به تدریج فضای مانورهای پر سر و صدا در عرصه جهانی مسدود می‌شود. در عرصه داخلی نیز فضا برای مانورهای تبلیغاتی دولت محدود و محدودتر می‌شود. دولتی که با آنهمه سر و صدا خود افق انتظارات را بالا می‌برد و هر روز از گشودن درب بسته‌ای سخن می‌گفت، به تدریج در می‌یابد که حجم عظیم مشکلات هر روز بیش از پیش بر دست و پای او می‌پیچد. محدودیت‌ بودجه و امکانات، تشدید بحران‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، و پیامدهای نامطلوب و پیش بینی نشده ناشی از سیاست‌های نیاندیشیده، دولت را در وضع غیر قابل تحملی قرار داده است. افق تحولات آینده اما بیش از این دولت را در وضع دشوار قرار داده است. انتظار می‌رود اقدام ناگزیر و در عین حال درست سهمیه بندی بنزین، پیامدهایی فوری در تورم و قدرت خرید مردم به همراه آورد و تحولات جهانی نیز به سمت افزایش و تشدید تحریم‌ها پیش می‌رود.

نهادهای مدنی و مطبوعات و نهادهای دانشجویی را به آئینه شبیه کردم. در چنین شرایطی، دولت وجود تنها چیزی را که به هیچ روی تحمل نمی‌کند آئینه است. بنابراین بی آنکه شاهد ظهور و بروز جنبش‌های سیاسی در کشور باشیم، دولت اقدام اعمال محدودیت می‌کند مبادا که انعکاس دهنده وضع دشوار تصمیم گیرندگان سیاسی باشند.

باید به دولتمردان توصیه کرد که آئینه شکستن خطاست. این اقدامات نه تنها کمکی به حل معضلات دولت نخواهد کرد بلکه آن را افزایش نیز خواهد داد. دولت تنوری را گرم می‌کند که نانی برای آن نخواهد پخت. این اقدامات تنها زمینه ساز کسب مشروعیت رقیبی است که در انتخابات آینده از ظهور دوباره آن در صحنه سیاسی هراس دارند.

1- از آغاز اردیبهشت امسال، شاهد یک سری برخوردهای سازمان‌یافته در سطح شهر تحت عنوان "امنیت اجتماعی" بودیم و از همان زمان برخوردها با محافل دانشجویی و جنبش‌های اجتماعی هم‌چون جنبش زنان و جنبش کارگری شدت گرفته‌است، آیا شما ارتباط معناداری میان این دو مقوله می‌بینید و این‌که، این فشارها تا کی می‌تواند ادامه یابد و عواقب آن برای جامعه مدنی چه خواهد بود؟

به نظرم ارتباط مستقیمی وجود ندارد. دولت در طرح امنیت اجتماعی به بخشی از تقاضای گروه‌های خاص اجتماعی پاسخ می‌دهد.

 اگر در بهبود وضع اقتصادی مردم چندان توفیقی نداشته، و کارگزار خوبی در زمینه حل معضلات پیچیده اقتصادی نبوده است، اینک کارگزاری در حوزه فرهنگی و اجتماعی را می‌آزماید. اگر دولت بتواند قدرت خود در ایجاد امنیت در عرصه اجتماعی را اثبات کند، واز بار ناامنی‌های گسترده در کشور بکاهد، طبیعتاً نمره درخشانی در کارنامه خود خواهد داشت.

اما مشکل اینجاست که فوراً مفهوم عرفی و سلبی امنیت با مفاهیم دیگر نیز در می‌آمیزد و یکباره این معنا چنان توسع پیدا می‌کند که با اعمال کنترل بر پوشش خانم‌ها و آرایش موی آقایان نیز همراه می‌شود. به این ترتیب اراذل و اوباش یکباره دایره وسیعی از گروه‌های اجتماعی را دربر می‌گیرد. امنیت در این معنا دیگر به معنای ممانعت از آزار بر مردم نیست، بلکه وجهی ایجابی نیز اختیار می‌کند و آن معنوی کردن عرصه عمومی است.

پرسش شما مبنی بر ربط و نسبت میان محدویت‌های سیاسی و طرح امنیت اجتماعی نیز ادامه توسعی است که دولت خود مبدع آن بوده است. همراه با بعد اجتماعی و فرهنگی پیدا کردن طرح امنیت اجتماعی، اینک حرکت‌های دولت در عرصه سیاسی و برخورد با اصناف و کارگران نیز در ربط و نسبت با آن قرار می‌گیرد و آنگاه مساله بیش از آنچه هست پیچیده و غیر قابل اجرا می‌شود. دولت با توسع غیر مجاز در یکی از کارکردهای طبیعی خود که همانا بازتولید امنیت است، خود به عاملی در نقض امنیت بدل می‌شود.

2- همواره بر روی تقویت جامعه مدنی جهت گذار به دموکراسی در ایران تأکید شده‌است. اما همواره شاهد سرکوب تجمع‌ها، برنامه‌ها و اعتراض‌های مسالمت‌آمیز فعالان مدنی بوده‌ایم که سبب تضعیف هر چه بیش‌تر جامعه مدنی شده‌است. با توجه به این برخوردها، وضعیت جامعه مدنی را چگونه ارزیابی می‌کنید و راه برون‌رفت از وضعیت پیش‌آمده را برای فعالان مدنی در چه می‌دانید؟

این سوال کمی عجیب است. گویی جامعه مدنی مثل گلخانه‌ای است که نباید از گزندی محفوظ بماند و در شرایط متعادل و آرام کم کم رشد کند و بالنده شود. مساله جامعه مدنی و دولت بخشی از تنازع سیاسی است و این بنا بنایی است که در حین نزاع ساخته و پرداخته می‌شود. جامعه مدنی ضعیف به معنای دولت مداخله جو است. دولت مداخله جو عامل تضعیف جامعه مدنی نیست، بلکه دولت مداخله‌جو حاصل جامعه مدنی ضعیف است.

نپرسید چرا نمی‌گذارند جامعه مدنی رشد و گسترش پیدا کند، بپرسید چرا پس از اینهمه تولید ادبیات در زمینه جامعه مدنی و دمکراسی و امثالهم، اینهمه تکیه و تاکید بر افزایش تحصیلات عالی و گسترش شهرنشینی و امثالهم، دولت می‌تواند با خیال آسوده به عرصه مدنی تعرض کند و به حسب تصمیم‌گیری‌های شکل گرفته در اتاق‌های دربسته، هر چه را اراده کرده است متحقق کند. واقع قضیه این است که همه ما در فضایی تخیلی زندگی می‌کنیم. اولاً بیش از حد نقش و موقعیت دولت را دست کم گرفته‌ایم، دوم اینکه در زمینه نقش و موقعیت و قدرت جنبش‌های اجتماعی زیاده گویی می‌کنیم.

نظام جمهوری اسلامی حتی در ضعیف‌ترین موقعیت خود قادر است بخش‌هایی معین از طبقات اجتماعی را بسیج کند و در موقعیت‌های حاد منازعه سیاسی آنها را به صحنه بکشاند. به این ترتیب علاوه بر قدرتی که هر دولت به واسطه شبکه توزیع رانت به آن متکی است، جمهوری اسلامی، هنوز هم انرژی بسیج کننده مذهب را در اختیار دارد.

اما در اینسو، ما قدرت بسیج کننده مذهب را یکسره به دولت سپرد‌ه‌ایم، و در گفتار مقاومت در مقابل نظم مستقر سیاسی بر گفتارهایی تکیه و تاکید کرده‌ایم که حلقه وصل همه آنها انحلال امر سیاسی است. بیش از حد لیبرال شده‌ایم، بنابراین معلوم نیست در یک جامعه جهان سومی اصولاً چه فضیلتی برای مشارکت در عرصه سیاسی باقی گذاشته‌ایم. بیش از حد فلسفی‌اندیش شده‌ایم و بر انتزاعیات فلسفی و فکری تمرکز کرده‌ایم، و معلوم نیست از اینهمه سخن انتزاعی و فخرفروشانه دانشگاهی انتظار چه خیری می‌بریم. بیش از حد بر طبقات نوکیسه و متوسط شهری تکیه کرده‌ایم و معلوم نیست چگونه از این طبقات انتظار مشارکت فعال در منازعه سیاسی می‌بریم و از اینهمه چه حاصل شده است؟ جامعه مدنی در ایران فاقد تکیه‌گاه‌های پایدار در مقابل تعرض نظم سیاسی است.

همه می‌دانیم بخشی از احتیاط نظم سیاسی در تعرض بیشتر به عرصه مدنی، هراسی است که از جامعه بین الملل وجود دارد. بسیاری از فعالان جنبش اجتماعی نیز خواسته یا ناخواسته چشم به آن سو و حمایت‌های بین المللی دوخته‌اند و هراسی ضمنی وجود دارد که در صورت مصالحه با قدرت‌های بین‌المللی چه بلایی بر سر فعالان سیاسی و جنبش‌های قلیل اجتماعی خواهد رفت.

جامعه مدنی فاقد قدرت و قوت قابل توجه است. در چنین شرایطی به جای نقد دولت که علی الاصول سرشت آن با قدرت جامعه مدنی سازگار نیست، به این نکته بیاندیشیم که چرا اینهمه در فضای مدنی قدرت و جاذبه خود را از دست داده‌ایم.

 همین رخداد بازداشت فعالان سیاسی را در نظر بگیرید. دولت بی آنکه خود را ملزم به هیچ توضیحی بداند هر وقت ضروری دید، کسانی را بازداشت می‌کند بی آنکه در فضای عمومی اتفاق مهمی بیافتد. کاش می‌توانستیم با انجام یک پیمایش اجتماعی ارزیابی کنیم چند درصد مردم در جریان اخبار این بازداشت‌ها قرار گرفته‌اند و اخبار آن را پی‌گیری می‌کنند.

اینهمه به آن معناست که به نحوی عرصه مدنی در مقابل قدرت و نفوذ دولت مستقر رها شده است. البته بدیهی است که افکار عمومی و وجدان عمومی زنده است و احتمالاً در انتخابات بعدی خود را نشان خواهد داد. چنانکه مهم‌ترین دلایل اقدامات دولت را نیز می‌توان ناشی از قدرت عمل مردم ارزیابی کرد. اما اکتفا به انتخابات و صرفاً در صندوق انتخابات راه حل تقویت جامعه مدنی را جستجو کردن راه به جایی نخواهد برد. افکار عمومی در جامعه‌ای که ساختار مدنی نیافته است همواره از بغض این به آن سو و از کینه آن به اینسو می‌رود. بازی مدنی به معنای جستجوی راهکاری برای مشارکت فعال پردوام در عرصه مدنی است. این کاری است که بیش از این‌ها باید به آن بیاندیشیم و دلایل عدم توفیق خود در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم.

 

 

اما ماجرا یک وجه دیگر نیز دارد که از فرصت‌های گسترش جامعه مدنی و قدرت آن حکایت دارد. همه موارد یاد شده به معنای آن نیست که دولت نیز قادر است به منزله یک بازیگر فعال هر اراده‌ای را در عرصه سیاسی پیش ببرد. نباید فراموش کرد که دولت نیز یک نهاد متکثر، فاقد انسجام درونی و در عین حال در تمامیت خود فاقد وجه هژمونیک در عرصه عمومی است. به همین جهت است که می‌توان همچنان به بازی‌های سیاسی دمکراتیک دل خوش داشت و امید تحولاتی در وضع موجود داشت. دولت جمهوری اسلامی نیرومند است از این جهت که با تکیه بر یک پایگاه اجتماعی بالنسبه پایدار، قدرت دفاع از موجودیت خود را دارد. اما در عین حال فاقد انسجام درونی است و این خود شرطی اساسی برای تقویت و قدرت عمل جامعه مدنی است.

بنابراین می‌توان گفت که در وضعیت پیچیده‌ای قرار گرفته‌ایم و بازی سیاست بیش از هر زمان دیگر در ایران با پیچیدگی توام شده است. هیچ کس در وضعیتی نیست که بتواند با تبختر از قدرت تام و تمام بسیج کننده خود در عرصه سیاسی دم بزند. این وضعیتی است که می‌توان در آن شانس گسترش اخلاق دمکراتیک را داشت. عمل سیاسی در یک فضای متکثر. عمل سیاسی در فضایی که موجودیت و موضوعیت طرف دیگر نیز به رسمیت شناخته می‌شود. این چشم اندازی است که در یک نگاه خوش بینانه می‌توان در آینده انتظار کشید.

 

مصاحبه‌کننده: مهرداد بزرگ

 

 

بيانيه تحليلی شورای سياستگذاری ادوار تحکيم وحدت در خصوص بازداشت سخنگو و اعضای سازمان و بازداشت اعضای شورای مرکزی تحکيم وحدت دوشنبه 25 تیر 1386

 

بيانيه تحليلی شورای سياستگذاری سازمان دانش‌اموختگان ايران اسلامی( ادوار تحکيم وحدت) در خصوص بازداشت سخنگو و اعضای سازمان و بازداشت اعضای شورای مرکزی دفترتحکيم وحدت در ۱۸ تير ماه ۸۶

 

روند برخورد با فعالان دانشجويی و تشکل‌های قانونی منتقد و رسانه‌های مستقل ، ابعاد تازه‌ای يافته است . بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و تهاجم بی‌سابقه به دفتر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ( ادوار تحکيم وحدت ) و بازداشت سخنگووبرخی ديگر از اعضا و همکاران و مراجعه کنندگان به اين سازمان و مهر و موم دفتر تشکلی قانونی و رسمی بدون حکم قانونی وبا شليک گلوله و ايجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم وتازيانه به بهانه‌هايی که در هيچ مرجع صالح قانونی ثابت نشده است ، نشانه‌هايی بس هشداردهنده به همه کسانی است که سرانجام انقلاب ملت ايران و سرنوشت نظام برآمده از آن را چنين بی‌پروا به حقوق ملت و بی‌توجه به آزاديهای انسانی مردم و بی‌انگيزه در دفاع از مظلوم در مقابل ظالم ، نمی‌خواسته‌اند .

به‌نام اسلام ، به‌نام انقلاب ، به‌نام شهدا ، به‌نام مردم ، به‌نام محرومين و مستضعفين ، به‌نام پيشرفت ، به‌نام عدالت ، به‌نام عطوفت و مهر و به‌نام هرآنچه در اين آب و خاک اعتبارو منزلتی داشته است ، و به خاطر عقده و کينه ناشی از انتقادات و اعتراضات صريحی که از سوی دانشگاهيان و گروهها واحزاب و مطبوعات مستقل نسبت به عملکرد آفت زا و بحران ساز و مشوش دولت نشينان و رئيس آن صورت گرفته است ،نجيب‌ترين جوانان و دانشجويان منتقد را به بند و حبس کشيده و در چشم روز روشن و به بی قانونی‌ترين شکل دفتر سازمانی قانونی و رسمی را با شليک گلوله مهر و موم کرده، سخنگو و ساير افراد حاضر در دفتر سازمان را بازداشت نموده ، به مضحکترين دليل ( نقص دادرسی در حکمی که ۶ ماه از آن گذشته) روزنامه‌هاو رسانه‌های منتقد را تعطيل و توقيف می‌نمايند.و فعالين بی دفاع کارگری را که هر زمان خواسته‌اند احضار و بازداشت کرده‌اند اين بار به سبک دستگيری دزدان در خيابان اسيرمی‌کنند.

آيا اين از نشانه‌های عملياتی شدن تئوری نصر بالرعب و تحقق الگوی استيلای خلافت اسلامی نيست ؟ آيا فقيهان و متفکران شيعی مدافع حقوق انسانی که به اتکای آموزه‌های امام اول شيعيان ، کندن خلخال از پای زنی يهودی را شايسته مرگ می‌دانند ، در تمام اين ساليان ، به قدر کندن خلخالی، جفاو بی‌عدالتی بر خلق خدا و کتمان حقيقت و بدعت در دين خدا نديده‌اند ؟ آيا پاسخ نظام به جوانانی که از مسالمت‌آميزترين روشها ، برای بيان نظرات خود استفاده کرده‌اند ،ضرب و شتم و زندان است ؟ آيا مطالبه حاکميت قانون و رعايت حقوق شهروندی از سوی حاکمان ، اقدام عليه امنيت ملی است ؟ آيا درخواست اجرای عدالت از نظام قضايی کشور و رعايت حقوق متهمين سياسی و مطبوعاتی براساس قانون اساسی ، توطئه است؟ وآيا تقاضای عمل به وعده‌های مردم فريب سرداده شده در هنگام انتخابات از رئيس دولت و اعتراض به کاستی‌ها و انتقاد از ناکارآمدی‌هايی که امنيت کشور و منافع ملی را به مخاطره افکنده است ، تشويش اذهان عمومی است ؟آيا اعتراض دانشجويان پلی تکنيک به رئيس دولت به خاطر ستاره‌دارشدن وتحديد فعاليتها آنقدر بر ايشان و دولتيان سخت آمده که دانشجويان و دانشگاهيان را به دستور پدرخوانده معنوی اشان اينگونه مستوجب زندان و ضرب وشتم و برخورد می‌دانند؟ آيا نشستن در دفتر يک سازمان قانونی که دارای مجوز رسمی فعاليت از وازرت کشور همين حاکميت است جرم ‌است که بايد به خاطر آن با شلاق و تازيانه نواخته شد وبا دستبند و تحقير و توهين بازداشت گرديد؟

می‌توان به سؤالات فوق ، نکات بسيار ديگری را که نشانگر شکاف عميق ميان ايده‌ و عمل حاکميت است افزود. حوادث اخير در شرايطی است ، که روند تحولات داخلی به موازات ادامه بحران سياست خارجی ، شرايط دشواری را پيش رو قرارداده است . بررسی نحوه رفتار با منتقدان داخلی طی ساليان گذشته نشان از ربط وثيق ميزان کارامدی دولت‌ها در حل مسائل مردم با گشايش سياسی در داخل دارد. همچنانکه به ميزان توفيق دولت‌ها در حل مسائل اينجهانی مردم، از شدت مواضع ايدئولوژيک حکومت در داخل و خارج کاسته شده است . بررسی شرايط دولت‌های پس از انقلاب و بررسی مواضع و اقدامات آنان با شرايط عمومی کشور ، نشان می‌دهد فجايع بزرگ برای ملت‌، آن هنگام حادث شده است که دولتها بجای پرداختن به مسائل اصلی کشور و ارائه برنامه‌های مشخص به شعارهای بحران سازو منحرف کننده افکار عمومی پرداخته وبه جای زمين حواله به آسمان ، به جای دنيا از آبادی آخرت و به جای امروز به روز موعود ، وعده می‌دهند . روند تشديد مواضع ايدئولوژيک حکومت و گسترش خشونت در داخل و تنش‌زدايی در خارج ، سه روند مبهم پيوسته‌ای هستند که امروز می‌توان به اتکا تشکيل دولت اصولگرای به ظاهر آخرت‌گرا ، در انتظار تشديد روند ارعاب و برخورد با منتقدين و ترويج خشونت و نابودی بنيانهای جامعه مدنی بود.

مخالفت گسترده نو حاکمان با نهادها و تشکل‌های مستقل و نشان دادن داغ و درفش به کسانی که الگوهای مطلوب حکومت را نپسنديده و به آن انتقاد دارند، تلاشی مجدد برای استقرار نظام يکه‌سالار و جامعه‌ای تک‌صدايی است که در آن جز صدای حاکمان شنيده نشود .طرفه آنکه اينهمه يک دست شدن حاکميت برای اجرای منوياتشان کفايت ننموده و تاب شنيدن کوچکترين نوای منتقدی را از ايشان ستانده است.

درحاليکه شرايط عمومی کشور در وضعيت نگران‌کننده‌ای است و تصويب قطعنامه‌های جديد تحريم ايران ، قريب‌الوقوع است ، به نظر می‌رسد جنگ‌طلبان داخلی که طی ساليان اخير ، انبوه‌ بهانه‌ها و نشانه‌های لازم برای درگير کردن ملت ايران در جنگی ديگر را فراهم کرده‌اند . با تشديد روند نقص حقوق بشر و بستن همه مجاری تغيير مسالمت‌آميز سياستها ، برنامه‌ها و روشهای اداره کشور از داخل، زمينه‌های بروز جنگی خانمانسوز و نابودکننده را تمهيد می‌کنند . براين اساس پيشگيری از تداوم روند تخريب بنيانهای جامعه مدنی ايران در داخل و جلوگيری از مخاطرات ناشی از تنش‌زدايی دولتمردان در سياست خارجی ، از اولويت‌های اصلی دلسوزان و فعالان مستقل سياسی و اجتماعی است .

از اينرو، ضمن هشدار به نهادها و مقامات مسئول در خصوص تداوم اين روند موارد زير را متذکر می‌گردد:

ا- سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت) خواهان آزادی هرچه سريعترسخنگو و دبير تشکيلات اين سازمان جناب آقای عبدا... مومنی ميباشد که سابقه درخشان بيش از ده سال مبارزه مسالمت آميز و قانونی وی در جهت استقرار دموکراسی وتحقق آزادی وپيگيری حقوق شهروندی ودفاع از حق تضيع شده همه افراد و گروههای مظلوم جامعه در طول سه دوره عضويت وی در شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در سالهای گذشته و قريب دو سال مسووليت سخنگويی سازمان بر کسی پوشيده نبوده و نيست.

۲- همچنين اين سازمان آزادی فوری اعضای خود ونيزسايرافراد بازداشت شده در دفتر اين سازمان که بی هيچ بهانه و دليلی و تنها به جرم حضور در دفتر يک سازمان قانونی ورسمی بازداشت شده‌اند را خواستار بوده و با توجه به پلمپ غير قانونی و بی دليل دفتر اين سازمان فک اين پلمپ و بازگشايی فوری آن را از مسوولين قضايی مجدانه مطالبه می‌نمايد.

۳- ضمن ابراز تاسف از برخورد بی‌تدبيرانه وغير قانونی صورت گرفته با تحصن محدود و نمادين اعضای شجاع شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت آزادی فوری ايشان را تقاضا داشته و انتظار دارد که حق برگزاری تجمعات مسالمت آميز همه شهروندان طبق اصل ۲۷ قانون اساسی و براساس حقوق مسلم شهروندی مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشراز سوی حاکميت به رسميت شناخته شود .

۴ -سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی ( ادوار تحکيم وحدت ) با توجه به روند خطرناک در پيش گرفته شده از سوی دولت نهم وکارگزارانش در برخورد با منتقدين در احزاب و گروهها و مطبوعات مستقل و دانشجويان از همه دلسوزان سربلندی ايرانيان وعزت ومنافع ايران زمين و فعالين گروهها و احزاب انتظار دارد که در قبال اين روند کوتاهی ننموده وبه طور جددر مقابل تداوم چنين روندی ايستادگی نموده واز گسترش خودکامگی و ترکتازی نوحاکمان ممانعت به عمل آورند که در صورت کوتاهی، خود در نوبت بعدی هجمه و حمله ايشان قرارخواهند گرفت. و به متوليان امر نيز توصيه می‌نمايد که با حمايتهای نابجا از سياستهای خانمانسوز اتخاذ شده از سوی دولت نشينان موجبات اضمحلال و نابودی زير ساختهاياندک سياسی، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی توسعه و پيشرفت ايران و خسران خود را بيش از اين فراهم ننمايند.

 

شورای سياست‌کذاری سازمان دانش‌اموختگان ايران اسلامی

(ادوار تحکيم وحدت

 

متن انگلیسی بیانیه آغاز به تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت یکشنبه، 24 تیر 1386

 

ادوارنیوز: متن زیر متن انگلیسی بیانیه آغاز تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در روز 18 تیرماه است که به بازداشت 6 عضو متحصن این شورا انجامید

 

In the Name of God

We Have Risen to Awaken

The Statement of Sit-in by the High Council of the Office for Consolidating Unity for the Eighth Anniversary of Student Uprising (18 Tir)

At a time when Iranian civil society is silenced, the intellectuals and political leaders are dormant, and the despotism has dominated our country; at a time when we can still hear the last words of our dear friend and colleague, Ezzat Ebrahimnejad, who was murdered at the 1999 student uprising; when suffering is rampant and our authorities took away our national dignity and pride; we have risen to call for a national reawakening and call upon our people, our intellectuals, and politicians, to reclaim our dignity and rights.

In the last couple of years the students have suffered many injustices, grievances, and cruelty. These events remind us of the dark pages of our past and the sacrifices that Iranian people have made throughout history for freedom and justice. We will not sit still and passively await release of our friends who are in prison. We will stand strong and sacrifice ourselves for our cause. The High Council of the Office for Consolidating Unity has called for this sit-in under very difficult circumstances when the majority of intellectuals and political activists chose to be dormant and succumb to the pressure. As a result of this passiveness the whole society is contaminated with hopelessness and despair. We are the outcry of a generation who chose to pay the price of others acquiescence and submission. We are a generation without a choice. We are a generation where our questions remain unanswered and our activities are misinterpreted as mere reactions. We believe that educating and raising awareness is the most important duty of intellectuals. We believe that asking questions and being able to offer answers is part of intellectual awakening. Unfortunately in our time our intellectuals are unable to answer our questions.

Our generation finds its mission to expose those in power who hide behind phony masks of justice, freedom, and religion, and use their authority to suppress the masses and violate their rights.

 

 The universities are alive today so is our generation. The call for freedom, justice, democracy, and human rights is coming from our hearts and our souls. Today is July 9 (18 of Tir in Iranian calendar) and we are here to commemorate the eighth anniversary of the student uprising in 1999; an uprising which became the highlight of students’ struggle against authoritarianism and despotism. Today we are sitting here with unanswered questions and unrealized demands. We are sitting here to celebrate our idealism and remind our people, our intellectuals, our scholars, our politicians, and our rulers, that our questions remain unanswered and we will not stop our quest. We are not here because we are desperate and drowning in despair. We are here to celebrate our ideas and our goals.

 

 

متن فارسی:

 

به نام خدا

برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم

بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.

هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.

نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.

امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

18 تیرماه 1386

 

اعتراض شدید معاون دبیرکل سازمان دانش اموختگان نسبت به ادامه بازداشت عبدالله مومنی و سایر بازداشت شدگان 18 تیر

شنبه، 23 تیر 1386

 

ادوارنیوز: معاون دبیرکل سازمان دانش آموختگان ادامه بازداشت عبدالله مومنی سخنگو و مسئول واحد تشکیلات این سازمان و سایر بازداشت شدگان 18 تیر را به شدت محکوم کرد.

 

مهدی امینی زاده در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز گفت: بیش از 5 روز از بازداشتهای گسترده فعالان دانشجویی در روز 18 تیرماه 86 می گذرد و هنوز هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت بازداشت شدگان وجود ندارد و این در حالی است که سخنگوی قوه قضاییه در دروغی آشکار بازداشت شدگان را غیر دانشجو می داند. امینی زاده ادامه داد: از کوروش کبیر نقل شده است که گفته است: خدایا ایران را از شر دروغ،قحطی و خشکسالی در امان بدار. اما متاسفانه دروغگویی در میان مسئولین مملکتی به یک فرهنگ تبدیل شده است.

امینی زاده با اشاره به بازداشت عبدااله مومنی گفت: آقای مومنی دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت و سخنگوی سازمان ادوار در سال 82 نیز مدتی طولانی در انفرادی بسر برده و هم اینک به 5 سال حبس تعلیقی محکوم است خوشنامترین چهره دانشجویی 10 ساله اخیر ایران محسوب می گردد و بازداشت ایشان نشانه واهمه حاکمان از حضور یک نیروی جدی تحولخواه در جامعه است که همواره چه در دوران فعالیتهای دانشجویی و چه در دوران فعالیتهای سیاسی بر آزادی ،دموکراسی و حقوق بشر تاکید کرده است.

معاون دبیرکل سازمان دانش اموختگان تاکید کرد: عبدالله مومنی همواره و در سالهای اخیر صدای رسای دفاع از حقوق شهروندی بازداشت شدگان سیاسی و محذوفان از قدرت فارغ از دیدگاههای سیاسی آنان بوده است و هدر تمامی سخنان خود بر لزوم دفاع نیروهای مدنی و تحولخواه از حقوق شهروندان بدون توجه به دیدگه سیاسی آنها تاکید داشته است و حال باید دید نیروهای سیاسی چگونه از حقوق شهروندی پایمال شده او و سایر بازداشت شدگان روز 18 تیر ماه 86 دفاع خواهند کرد.

امینی زاده برخورد شدید با یک تجمع آرام 6 نفره سمبلیک با حضور 6 چهره شناخته شده که نمایندگان انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور هستند و همچنین یورش مسلحانه به دفتر یک حزب قانونی و پلمپ کردن آن به همراه استفاده از اسلحه را نشان از تلاش حاکمیت برای ساکت کردن صدای منتقدان داخلی دانست و تصریح کرد: با این برخوردها ادعای حاکمان مبنی بر وجود اقتدار ، مضحک بنظر می رسد.

عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت فعالان دانشجویی عضو دفتر تحکیم را مسبئق به سابقه دانست و گفت: همانگونه که با تمامی این برخوردها و بازداشتها در سالهای اخیر جنبش دانشجویی ایران از میان نرفته است ، بازداشتهای اخیر نیز تنها دلیلی است مبنی بر سرزنده بودن و فعال بودن جنبش دانشجویی در ایران

 

شنبه 23 تیر 1386 ورود ماموران امنيتی به خانه بهاره هدايت، زنستان

 

صبح روزشنبه ۲۳ تيرحدود ساعت ۱۰ و۳۰ دقيقه ماموران امنيتی به خانه بهاره هدايت واردشدند، وسايل شخصی از جمله سی دی ، کتاب، دست نوشته ها و جزوه ها، البوم های عکس او را با خود بردند.

مادر بهاره هدايت که پس از يک ساعت همچنان از ورود آنها به خانه شان متشنج است می گويد :۵ ، ۶ نفر مرد و يک زن بودند. اول زنگ زدند. جواب دادم و خانمی گفت بياييد پايين کارتان داريم. من هم پايين رفتم تا دربيرونی را باز کردم بدون معطلی چند مرد خودشان را داخل خانه انداختند و حکم بازرسی خانه را نشان دادند.ديگر نمی دانم چه بگويم تمام خانه را به هم ريختند من هم بااين حالم هنوز گيج هستم .»

او در ادامه می گويد برايشان شربت آوردم اما با شک وترديد نگاه می کردند که من ديگر عصبانی شدم و گفتم من به شما اطمينان کردم و در را برايتان بازکردم حالا شما به من اطمينان نداريد؟ مطمئن باشيد چيزی دراين شربت ها نريخته ام! از آنها پرسيدم دخترم کجاست ؟ گفتند: خودتان که می دانيد مگر ديروز با شما تماس نگرفت؟ گفتم: چرا اما نگفت کجاست گفتند: ما هم نمی توانيم بگوييم

اما می گوييم تماس بگيرد.

وی در اين باره که آيا فهرست وسايلی را که بردند به آنها دادند يا نه می گويد: بله همه چيزهايی را که بردند صورت جلسه کردند و به من گفتند امضا کن من گفتم امضا نمی کنم مگر من به عنوان يک زن يا مادر در اين قوانين جايی دارم که حالا امضايم برايتان مهم باشد. گفتم نه من امضا می کنم و نه دختر کوچکم چون مادر و خواهر هيچ کاره هستند. بنابراين فقط پدرش امضا کرد.

 

نوشته شده توسط جلال الدین در 17:59 |  لینک ثابت   •