تبليغاتX
مرد نایی - انتخابات، افراد، ادوار

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

انتخابات، افراد، ادوار

استراتژی پیروزی های کوچک

در مبحث مدیریت زمان و استرس یک استراتژی مطرح می شود به نام استراتژی پیروزی ها کوچک بدین معنا که برای اینکه افراد بتوانند در دنیای امروز و در مواجهه با تمامی مشغله های دنیای جدید به حذف عوامل استرس زا بپردازند باید از یک تغییر کوچک راه را آغاز نمایند و سپس یک تغییر آسان دیگر اضافه نمایند و... اگر چه برای نیل به اهداف بزرگ، موفقیت های کوچک ممکن است بسته به شرایط کم باشند، اما سرانجام دستاوردهای کوچک زیاد می شوند و از این طریق یک حس نیروی تحرک آنی ایجاد می شود که حرکت اساسی به سوی هدف مطلوب را تحت تأثیر قرار می دهد. در حقیقت ترس مربوط به تغییر مورد انتظار، از طریق اعتماد به نفس ناشی از پیروزی های کوچک از بین می رود و از فرو شکستن اراده و غرور فرد در زیر بار فجایع بزرگ جلوگیری به عمل می آید. در حقیقت موفقیت نهایی حاصل پیروزی های کوچک و متعدد است.

به طور خلاصه قوانین ایجاد پیروزی های کوچک، شامل موارد ذیل است:

یک: مشخص نمودن چیزی که در کنترل ماست دو: تغییر آن به شیوه ای که به هدف مطلوب منتهی می شود سه: پیدا کردن چیزهای کوچک دیگر برای تغییر آن چهار: باقی ماندن در مسیر تغییراتی که ایجاد شده است و پنجم: حفظ پیروزی های کوچک به دست آمده (توسعه مهارتهای مدیریت- دیوید ای وتن ، کیم اس کمرون )

در اشلی بزرگتر اما؛ در جامعه نیز می توان چنین استنباطی داشت. چیزی که به عنوان وجه غالب جامعه بحران زده ایرانی می توان نام برد، سر خوردگی و عدم اعتماد به نفس و خدشه دار شدن کلی اعتماد و سرمایه عمومی است. امروزه تقریباً این جملات که "فایده ای ندارد"،" از دست ما کاری ساخته نیست" و ... سخن غالب جامعه امروز شده است.

جامعه امروزی قهرمانش را نه در کسی که در دادگاه یا ...دادگاه های ویژه روحانیت و انقلاب و ... فریاد آزادیخواهی سر داده یا می دهد، که در افسانه جومونگ می بیند و در افسانه ها به دنبال چاره واقعیت اسف بار خویش می گردد. چاره ی واقعیتی که سالهاست برای مردم تبدیل به دست نیافتنی تر از هر افسانه ای شده است.

برای یک چنین جامعه ای که در این سه چهار ساله علاوه بر تمامی بی اخلاقی ها و ناکامی های گذشته شنیدن دروغ های هر روزه و سرشار، عوامفریبی های بسیار و تحقیر شدن و صدقه ای بار آمدن برایش روزمرگی شده است و البته برای حفظ اندک اعتماد به نفس باقی مانده، پیروزی های کوچک ضروری می نماید. طرفه آنکه؛ انتخابات اخیر (چیزی که عملاً اندکی در اختیار ماست) می تواند تبدیل به یک پیروزی کوچک اما بسیار مهم گردد

البته این رویکرد می توانست با یک پیروزی نسبتاً بزرگ همراه باشد و آن هم کاندیداتوری کسی بود که می توانست نماینده صداهای خاموش و خواسته های اساسی جامعه باشد و به هر دلیلی و از جمله عادتهای ما به راهکارهای سهل الوصول و...و ناکام ماند. اما این سخن بگذار تا وقت دگر، به هر حال دنیای سیاست دنیای واقعیات است و هم اکنون نیروهای اجتماعی مواجه هستند با دو انتخاب در بین نیروهایی که حداقل ها را تأمین می کنند: "میر حسین موسوی و مهدی کروبی"

انتخابات، افراد

سوال اینست: افراد جامعه در قبال انتخابات پیش رو چه مسوولیتی دارند؟

استراتژی پیروزی های کوچک می گوید که افراد مسؤول جامعه بایستی جهت اتمام مدیریت ناکارآمد، بی اخلاق و سراسر زیان ده فعلی و پایان بخشیدن به تنش و استرسی دائمی که فضای ایران را تسخیر کرده است، به صندوق های رأی رفته و یکی از این دو بزرگوار که نزدیکی بیشتری با معیارهایشان (اصول فکری، رأی آوری و ...) دارد را برگزینند. چرا که در معیارهای کلی هیچ کدام از ایشان نمی توانند خواسته های حداکثری نیروهای تحول خواه را کاملاً نمایندگی کنند و سطح ایشان و نسبت ایشان با مقولاتی هممچون قانون اساسی، ولایت فقیه و اصلاحات ساختاری به یک گونه است. مسلماً برای هر کسی ممکن است معیاری خاص مبنای عمل قرار گیرد همان گونه که برای عده بسیاری نفس تبدیل نشدن این فرصت پیروزی کوچک به شکستی بزرگ مهم است. ب این استدلال که نقطه مقابل پیروزی کوچک (که البته با توجه به شرایط کشور بسیار هم با اهمیت و بزرگ می نماید)، شکستی بزرگ است.شکستی که تبعاتش تمامی نیروهای اسماً و رسماً اصلاح طلب را در برخواهد گرفت و البته تمامی عرصه های این مملکت پر گهر را!

انتخابات،ادوار تحکیم

اما سؤال نهایی اینست که سازمان های پیشرو همچون سازمان ادوار تحکیم وحدت با شرایط فعلی و با توجه به منتفی شدن حضور عبدالله نوری در انتخابات، بایستی در قبال انتخابات پیش رو چه رویکردی داشته باشند که بهترین بازدهی و هم پوشانی با آرمان و اعتقادات مجموعه ها و کمترین تضادهای بی محل درونی را داشته باشد؟

چند حالت را می توان متصور بود:

1- عدم حمایت از کاندیداها و دعوت به عدم شرکت

2- حمایت تمام قد از یکی از کاندیداهای موجود

3- رویکرد دعوت به انتخابات جهت تغییر مدیریت ناکارآمد و غیر مفید فعلی و نشان دادن معیارهای انتخاب و تأکید بر تلاش برای رأی آوری کاندیداهای اصلاح طلب

گزینه مختار نگارنده آلترناتیو سوم است. به نظر نمی رسد رویکرد عدم مشارکت در انتخابات اخیر رویکردی مسؤولانه و تاکتیکی مناسب باشد. اکنون تقریباً مشخص شده است که نقش دولت در حوزه های مختلف به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. هم اکنون بر اثر عملکرد مهرورزان بی مهر کنونی، تقریباً بسیاری از شاخصه های عملکردی کشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و صنایع مختلف پایین تر از تمامی نُرم ها و معیارهاست و تقریباً تمامی ساختارها و روابط شکل یافته علمی و مدیریتی مضمحل و منحل شده است، هیچ قاعده ای و هیچ اصل اخلاقی، قانونی و حقوق بشری مصون از هتک نمانده است و...و...

در چنین شرایطی سازمان ادوار نیز به درستی رویکرد خویش را حضور فعال در انتخابات گذاشته است.

اما چرا پاسخ به گزینه دوم نیز آری نخواهد بود؟ دلیل آن مشخص است، دو کاندیدای مطرح برای سازمان چندان تفاوت معنا داری با یکدیگر ندارند. در حقیقت اکنون رأی به هیچ یک از آنها واجد پیام مجزایی از دیگری نخواهد بود. هر یک سطح مشخصی از مطالبات را می توانند پوشش دهند و سطح بیشتری را نمی توانند. در نتیجه اگر چه پیروزی متعلق به همگان ولی شکست احتمالی متعلق به تحول خواهان خواهد بود. علاوه بر اینکه مشخص است در زمان پیروزی نیز پاسخگوی ناکامی ها در مقابل نیروهای اجتماعی کسانی خواهند بود که بیشترین ارتباط را با نهادهای مدنی دارند و البته کمترین دست و اختیار را در قدرت. باید به این نکته توجه نمود که موضوع بحث، سازمان هاست و نه فقط اشخاص.سازمانها در قبال موضع گیری های خود تعهدات بلند مدت دارند که چه بسا سالها اعتبار آنها را تعیین خواهد نمود و باید پاسخگوی آن باشند

با توجه به موارد فوق به نظر می رسد بهترین موضع برای تشکیلات ادوار، دعوت به شرکت فعال،جدی و مسؤولانه در انتخابات برای تغییر مدیریت اقتدارگرا و ناکارآمد فعلی و تلاش در این جهت و درجهت صیانت از آرا و همچنین شفاف سازی فضای انتخابات با ارائه پرسشهای مشخص از کاندیداها، برای فردای انتخابات باشد.

 

 

نوشته شده توسط جلال الدین در 0:44 |  لینک ثابت   •